سلام دوستام
ببخشین این دوروزی اصلا خونه نبودم که بنویسم. الانم باز دارم میرم بیرون. دیگه وعده ای نمیدم. هروقت که بتونم می نویسم...
جمعه شب نوشت: بازم سلام. ببخشید. تو کامنتا نوشتم امشب آپ می کنم. داشتم می نوشتم که مانیتور سوخت!!! به خدا راست میگم! الان با لپ تاپ آقای همسر امدم بگم که باز بدقول نشم. خدا کنه خدا از درگاه خودش یه مانیتور نو زودتر برام بفرسته. همه ی نوشته هام رو پی سیه :(( باز خدا رو شکر مانیتور بود پی سی طوریش نشد.
اوه! تمام خونه بوی مانیتور سوخته گرفته! شایدم دماغ منه که سوخته. میشه؟
مخاطب خاص نوشت: بله دوستم من چادریم.
سلاااااااام





هنوز مانیتور گیر نیاوردیییییییین؟؟؟
چه بد!!
ایشااااااالله که زود تر گیر بیارییییییین!!
ما هم چنان منتظر ادامه داستانت زیبات هستیییییییم!!
سلاااااااااااااااام
چرا همین امشب رسید!!!
خیلی ممنونم
انشاءالله زود میام
سلام عزیزم ! خوبی شما ؟!!!
چشام چهار تا شد بس که منتظر دوختمش به در تا این مانیتورتون تشریف فرما شن !!!
خدایا ! هر چه خودتون صلاح می دونید ! ولی سلامتی کیس شاذه جونی را از شما می خواهیم و یک مانیتور توپ نصیبشان بفرما!!!
سلام گلم. خوبم. تو خوبی؟
شرمنده. همچنان بی مانیتورم
الهی آمین!!!!
راز نگاه و رازم را نگه دار
خواهر می خوای بذار من کامل نوشته هات رو بخونم بعد اینو ادامه بده
مرسی! آره اینم حرفیه
مانیتور که ندارم. تو راحت باش
دلمون برای متین جونتون تنگ شده ..حالا نمیشه دوصفحهءکوچیک هم برامون بزاری ...؟

اخه این دل ما طاقت این همه دوری نداره ...؟
ما یه ریزه متین خونمون اومده پائین اگه شما خانمی کنی ودوسه تا صفحه هم بزاری ما را بس ...
نظر لطفته. بدون مانیتور نمیتونم! با لپ تاپ آقای همسر هم عادت ندارم خیلی سختمه..
خب ما تا کی منتظر بمونیم؟!
دعا کن مانیتور برسه
امیدوارم خوب باشی دوستم ..دلم برات تنگ شده
سلامت باشی زهراجون. ممنون
درود بر شاذه بانو
سلام عزیزم
شاذه جون خوب و مهربونم سلام
فکر کنم سن نی نی هر دوتامون یم اندازه باشه من هفته ی دیگه شش ماهم کامل میشه و رسما وارد ماه هفتم میشم
البته خداییش این طفل معصوم خیلی اذیتم نکرده اما همه میگن اذیتاش مال ماه هفتم به بعده اما تا من خدا رو دارم، به دلم نگرانی راه نمیدم.

عزیزم خوبی؟
بخدا به اندازه ی یک دنیا شرمنده ام که اینقدر دیر اومدم پیشت ولی خودت که درگیریامو میدونی... خیلی این مدت گرفتارم امیدوارم خدا خودش بهم توان بده تا این دو هفته هم بگذره و مامانم اینا زودتر برگردند.
عزیزم خیلی بهت تبریک میگم که یک گل پسر خوشگل تو راهی داری... امیدوارم قدمش برات پر از خیر و برکت باشه.
خیلی مواظب خودت باش عزیزم.... امیدوارم هرجا هستی همیشه سلامت و تندرست و شاد باشی
سلام دوست جونم

خدا رو شکر خوبم. امیدوارم تو هم خوب باشی
خیلی ممنونم. منم بیست و پنج هفته رو گذروندم و تا اواخر اگه خدا بخواد پسرکم به دنیا میاد. انشاءالله دخترک تو هم صحیح و سالم و به موقع به دنیا بیاد
تو دوست داری و لبخندی به رنگ امیدواری هم خوندم اینجا همچنان منتظریم
گناه داریماااااااااااااااااااا خواهر با اون فسقل همراه ت زودی بیا دیگه
مرسی آیلین جان. دعا کن مانیتور پیدا کنم بیام
سلام دلتنگیم بسی 3شنبه شد و از شاذه بانو خبری نیست
ای روزگار بی وفا
سلام
شرمنده صودی جان. همچنان بی مانیتوریم
سلام عزیزم
دیگه چه کنیم یه شاذه که بیشتر نداریم
امیدوارم زودتر مانیتور بخری و بنویسی، خدایی خیلی خورد تو ذوقم وقتی اومدم دیدم ادامه داستان نیست
سلام گلم
شرمنده. منم منتظرم. خدا کنه زودتر برسه و از خجالتتون در بیام
ایشالا خدا هر چه زودتر یه مانیتور خوب برای شما میرسونه
خیلی ممنون. خدا کنه
من که نخندیدم کههههه !

شکلک تعجب بود به جان شیش تا بچه م!
یه بار دیگه نیگا کننن !
جدی؟ باشه. حواس که ندارم مادر. شرمنده. تو صفحه گوشی جواب میدم درست ندیدم
سلام میگم اقاتون برای شادی روح ما این لب تابشو قرض نمیده یه قسمت تپل برای ما بنویسی
سلام
والا آقای شوهر حرفی نداره ولی من چند صفحه نوشته رو پی سی دارم سخته بازنویسیشون. تازه با لپ تاپ آقای شوهرم عادت ندارم خل میشم تا دو خط بنویسم
سلام عزیزم
نظرات تاییدیه عایا؟؟
سلام گلم
بلی بلی
و اما..... به کام و آرزوی دل و شاید روزی عشق
زودی بیا دیگه منتظریماااااااااااا
درود بر شما!
مانیتور ندارم
ای روزگار چی بگیم دیگه هیییییییییییی..................
آره... خودمم باورم نمیشد. داشتم تند تند مینوشتم که..
ای مخاطب خاص چکار به کار شاذه جونم داری؟
هاااااااااااااااااااااااان
شاذه جونم هر وقت عشق کردی بنویس اصلا
نه بابا بنده خدا دعوایی نداشت. فقط خصوصی پرسیده بود چادریم یا نه؟
باشششش. ولی اول باید مانیتوری برسه
بلا به دور !!!
من که دست به دعا نشسته ام ...
سلامت باشی. باز به مال بزنه! خدایا شکرت
مرسی
سلام
انشاالله یه کامپیوتر بهتری به جاش بهتون بده. به زودی زود
وای شنیدم از مامان کامپیوترتون سوخت
سلام
نه خدا رو شکر کامپیوتر نبود. مانیتور بود. اطلاعات الحمدالله سر جاشونن
سلامت باشی
هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ؟















الکی ؟
بابا !! شاذه رو دور شانسی بدجور !
نکنه چشمش زدن ؟ یه اسپند دور کله پی سیت بچرخون
کجاش خنده داره؟! الکی نبود. واقعا ترکیده
دور پی سی؟ سلامتی باشه!!
ای بابا
اشکال نداره که، خودتونو اذیت نکنین. یه وقتایی آدم هرچی بیشتر سعی میکنه بدترش میشه
مرسی گلم. آره والا امشب دقیقا همونجوری بود!
neveshtehat ye maziyat dgm daran!
axaran dastanashun jadide!
ra30 duset daram bavar kon ham kheyliii naz bud!
albate baghie ham kheyli ali budan vali in naaz bud!
mn 2khtarama...!nakne nazaramo bhazfi!!
خوشحالم که لذت می بری
shaze jun mn taghriban hame ketabato tu site 98ia khundam,kheyliasham kheyli dus dashtam!

kheyli kutah minevi30 vali dust dashtani...!
edame bede...!
خیلی ممنونم
من خیلی منتظر بودم
معذرت می خوام. سعی می کنم امشب بذارم.
خواهش می کنم گلم!!! پیش میاد ...

ولی موقع باز کردن وبلاگ به این فکر می کردم که قسمت چندمِ داستانه و با دیدن اون توضیح همچین خورد تو ذوقم
شاد باشید
آخی ببخشید... سعی می کنم امشب قسمت بعدی رو بذارم.
نزدیک بود بگم پس خودت چی؟ دیدم آپی از رو رفتم
خوش باشی
چقدمیری بیرون
؟؟؟بابا 1 دقه بشین توو خونه
!!!
به وب منم بیا
هر وقت اومدی خونه احیانا
منتظرم
بعد عمری دو سه روز پشت هم رفتم بیرون! چشم نداری ببینی؟
چشم.. اگه فرصت کردم.