یک زن... یک همسر... یک مادر...
نوشتن عشق منه. اما قبل از نویسندگی یک همسر و یک مادرم. چهار تا بچه دارم.
لطفاً کپی نکنین. اگر قصد معرفی دارین، آدرس وبم رو بذارین.
مشتاق استفاده از انتقادات سازنده تان هستم.
به دلیل عقاید شخصی با عرض معذرت نظرات آقایون بدون جواب حذف می شوند. لطفاً این را یک توهین تلقی نکنید.
ادامه...
این بیگانه ای با منست رو خوندم.جالب بود.ولی به نظرت کجا خوندمش؟؟؟؟مال کی بود؟؟
آره . منم خوندم. خوشم اومد. دیوانه شدم تا تموم شد!!! بس هی فکر می کردم الان چی میشه؟ یعنی چکار کرده؟؟؟ نمی دونم. به نظر منم آشنا بود. اگه خونده باشم مال خیلی سال پیشه. خودم یه کتاب دیگه ازش دارم. ولی اینقدر عصبی نیست. یه کم ترسناکه.
وای شاذه جونم دمت گرم عجب جای توپی سه تا رمان دانلود کردم اون کتاب جوی فیلدینگم من دارم به هر کی دادمش خونده بعدش آی به من بد و بیراه گفته که مرده شورتو ببرن ب این کتاب خوندنت
خوشحالم که خوشت اومده
وای من عاشق کتابابی جوی فلدینگم!!! بزن قدش!!! خودم کتاب رازی را به من مگو ترجمه ی نفیسه معتکف رو ازش دارم. آی می دوستمش!!!
سحر (درنگ)
چهارشنبه 13 آبانماه سال 1388 ساعت 06:12 ب.ظ
چند تا کتاب خوب بهم معرفی کن دانلود کنم. حالا شاید دیدی چشم درد و اینا نگرفتم بشینم بخونم. برام خوبه! تنکیو میشم
من دو تا کتاب از لیلیان پک دانلود کردم خوشم اومد. عشقولانه و لطیف. خیلیم طولانی نبودن. یه کتابم از جوی فلدینگ که بسیار مهیج و نفس گیر بود. یه کتابم مال مری هیگینز کلارکه که هنوز نخوندمش. اونم سبک نوشتنش از این امریکایی های مهیجه. دیگه کتاب همخونه هم که اسم نویسنده اش یادم نیست. ولی ایرونیه و خیلی ناازه. خیلی پرفروش بوده. داستان شاید روزی عشق رو من با الهام از داستان نوشتم. افسانه های صمد بهرنگی رو هم به یاد بچگیام دوس دارم :)
اورانوس
چهارشنبه 13 آبانماه سال 1388 ساعت 06:00 ب.ظ
صبحی هوا ابری بود آی هوسم شده بود بگم بیاین بریم پیاده روی.... مثل پارسال که هرموقع هوا ابری بود می رفتیم و بعدم بارون میومد.... ولی هرکار کردم جور نشد.
هیییییییی یادش بخیر.... ولی بیخیال...
سحر (درنگ)
چهارشنبه 13 آبانماه سال 1388 ساعت 02:31 ب.ظ
کتاب خوندن از روی کامپویتر یک کمی سخته! داستان دنباله دار فرق میکنه! نهایتا روزی دو سه صفحه میتونی بخونی! ولی بشینم از روی کامپیوتر داستان بخونم سردرد چشم درد گردن درد میگیرم احیانا! نمیدونم تنبل شدم. کتابی که دو ماهه دستمه را هنوز تموم نکردم. شاید چون خریدمش. اگه مال کسی بود و مجبور بودم پس بدم شاید تا حالا خونده بودم چیه اینجوری شدی؟ خیلی تبنلم؟
آره... باز با لپ تاپ آسونتره. من این روزا کمرم درد می گیره بس میشینم و می خونم. هی پا میشم میرم یه کم کارای خونه رو می کنم که مثلا یه کم ورزش کرده باشم.
دوره ایه. منم یه مدت نمی تونستم بخونم. خوب میشه :)
واااااااااااای چقد خوشحالم که دوباره داستان مینویسی خانمی اخ جون انگر دوباره الهام خنم جون داره همکاری میکنه یه سر برم اینجاگویا زیادی توپه ببینم چه خبره دوست دار دلم خیلی برات تنگ شده بود
منم خوشحالم :) آره کمی تا اندکی! من که خوشم اومد
منم دوست دارم لیمو جون:*
اورانوس
سهشنبه 12 آبانماه سال 1388 ساعت 06:58 ب.ظ
از اون نویسنده دیروزی که گفتین یه کتاب دیگه هم همونجا هست به اسم رویای روی تپه اونم واقعا نازهههه منتها به نظرم قیافه شخصیتاش شکل همه
آره اونم پیدا کردم خوندم. خیلی نازن. ها کپی برابر اصل!!! ولی برای صرف ویتامین عشقولانه خیلی خوبن :)
این یکی سایتو نرفته بودم.ولی الان دانلود نمی کنم.اگه بکنم دیگه به بقیه کارام نمی رسم
حالا نمیخوای به جای آدرس گذاشتن یه داستان جدید شروع کنی؟!
ها والا آدمو از کار و زندگی میندازه! :)
چرا دلم می خواد. سوژها تو ذهنم دعواشون شده :دی به محض این که تصمیمم قطعی شد شروع می کنم
سلام
سلام :)
این بیگانه ای با منست رو خوندم.جالب بود.ولی به نظرت کجا خوندمش؟؟؟؟
مال کی بود؟؟
آره . منم خوندم. خوشم اومد. دیوانه شدم تا تموم شد!!! بس هی فکر می کردم الان چی میشه؟ یعنی چکار کرده؟؟؟
نمی دونم. به نظر منم آشنا بود. اگه خونده باشم مال خیلی سال پیشه. خودم یه کتاب دیگه ازش دارم. ولی اینقدر عصبی نیست. یه کم ترسناکه.
سلام!
آره خیلی جای خوبیه!
مرسی!
سلام عزیز
خواهش می کنم :*
وای شاذه جونم دمت گرم عجب جای توپی سه تا رمان دانلود کردم

اون کتاب جوی فیلدینگم من دارم به هر کی دادمش خونده بعدش آی به من بد و بیراه گفته که مرده شورتو ببرن ب این کتاب خوندنت
خوشحالم که خوشت اومده
وای من عاشق کتابابی جوی فلدینگم!!! بزن قدش!!! خودم کتاب رازی را به من مگو ترجمه ی نفیسه معتکف رو ازش دارم. آی می دوستمش!!!
http://newdownload.ir/book/category/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/
چند تا کتاب خوب بهم معرفی کن دانلود کنم. حالا شاید دیدی چشم درد و اینا نگرفتم بشینم بخونم. برام خوبه!
تنکیو میشم
من دو تا کتاب از لیلیان پک دانلود کردم خوشم اومد. عشقولانه و لطیف. خیلیم طولانی نبودن. یه کتابم از جوی فلدینگ که بسیار مهیج و نفس گیر بود. یه کتابم مال مری هیگینز کلارکه که هنوز نخوندمش. اونم سبک نوشتنش از این امریکایی های مهیجه. دیگه کتاب همخونه هم که اسم نویسنده اش یادم نیست. ولی ایرونیه و خیلی ناازه. خیلی پرفروش بوده. داستان شاید روزی عشق رو من با الهام از داستان نوشتم.
افسانه های صمد بهرنگی رو هم به یاد بچگیام دوس دارم :)
صبحی هوا ابری بود آی هوسم شده بود بگم بیاین بریم پیاده روی.... مثل پارسال که هرموقع هوا ابری بود می رفتیم و بعدم بارون میومد.... ولی هرکار کردم جور نشد.
هیییییییی یادش بخیر....
ولی بیخیال...
کتاب خوندن از روی کامپویتر یک کمی سخته!

خیلی تبنلم؟
داستان دنباله دار فرق میکنه! نهایتا روزی دو سه صفحه میتونی بخونی!
ولی بشینم از روی کامپیوتر داستان بخونم سردرد چشم درد گردن درد میگیرم احیانا!
نمیدونم تنبل شدم. کتابی که دو ماهه دستمه را هنوز تموم نکردم. شاید چون خریدمش. اگه مال کسی بود و مجبور بودم پس بدم شاید تا حالا خونده بودم
چیه اینجوری شدی؟
آره... باز با لپ تاپ آسونتره. من این روزا کمرم درد می گیره بس میشینم و می خونم. هی پا میشم میرم یه کم کارای خونه رو می کنم که مثلا یه کم ورزش کرده باشم.
دوره ایه. منم یه مدت نمی تونستم بخونم. خوب میشه :)
خواهش می کنم خاله !
بخونید کیف کنید .
واااااااااااای چقد خوشحالم که دوباره داستان مینویسی خانمی اخ جون
انگر دوباره الهام خنم جون داره همکاری میکنه
یه سر برم اینجاگویا زیادی توپه ببینم چه خبره
دوست دار دلم خیلی برات تنگ شده بود
منم خوشحالم :)
آره کمی تا اندکی!
من که خوشم اومد
منم دوست دارم لیمو جون:*
از اون نویسنده دیروزی که گفتین یه کتاب دیگه هم همونجا هست به اسم رویای روی تپه اونم واقعا نازهههه
منتها به نظرم قیافه شخصیتاش شکل همه
آره اونم پیدا کردم خوندم. خیلی نازن. ها کپی برابر اصل!!! ولی برای صرف ویتامین عشقولانه خیلی خوبن :)
هوووووم جایه خوبیه
اولم آره؟
آره :)
نه بابا این کامنت دونی ما دروغ گوی بدیه!
من قبلا اینجا رفته بودم.چند تا کتابم دانلود کردم.بدک نیس!
ها خوبه. وای یه کتاب از جوی فلدینگ دانلود کردم دیوانه شدم تا خوندمش!!!! بیگانه ای با من است.