X
تبلیغات
رایتل

دوستی دات کام (پایان)

دوشنبه 6 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 12:04 ق.ظ
سلام عزیزانم

رضا بالاخره بعد از کلی درد و ضعف شکر خدا بالاخره دو تا سر دندون کوچولو پیدا کرده.
بقیه هم مشغول مشق و درس و مدرسه....
خدایا شکرت

این قصه هم به آخر رسید. انشاءالله به زودی با ادامه ی آبی بی کران برمی گردم.

Neda Sharafi to Alireza Maham


باشه ظهر میریم تا عصر.... چکار میکنین تو داروخونه که هیش وخ تموم نمیشه؟





Alireza Maham to Neda sharafi


ما اینجا سماقهای خاصی می مکیم که بیکار نباشیم :-P
بریم بیرون شهر دوچرخه سواری؟ حالشو داری؟
بگیم نیما و زنشم بیان؟ دلم می خواد قبل از برگشتنش یه بار دیگه ببینمش. امشب اومد داروخونه ولی سرم شلوغ بود نشد درست و حسابی گپ بزنیم




Neda Sharafi to Alireza Maham


بریمممم.... من تقریبا سیزده چارده ساله دوچرخه سوار نشدم
این نیما از هوو بدتره برا من.... بخدا




Alireza Maham to Neda sharafi


به پیر به پیغمبر حساب تو با همه فرق می کنه! عزیز من عشق من! نیما دوست منه و تقریبا تنها دوست صمیمیم که خودت بهتر می دونی با این شغلش سالی فقط چند روز می تونم ببینمش. داروخونه هم که شغلمه. شرمنده. نمی تونم ولش کنم اونم وقتی که تعهد کردم خرجی اهل و عیال رو بدم :-P



Neda Sharafi to Alireza Maham

باعشه.... با نیما اینا میریم.....
بعدشم‌شام بیا اینجا.... مثلا داداشم رفتهههه بعد من دپسرده و تهنایی هستم.... شام هم هرچی تو بگی....
آیکون مژه و عشوه شتری و‌ اینا



Alireza Maham to Neda sharafiنکشی منو :-D  مردم بس از دست نیما خندیدم! برادره تو داری؟ خوب شد همشهری نیستیم. زندگی نمیذاشت برامون با این مسخره بازیاش: ))))

شامم دستت درد نکنه. بیسیار خوشمزه! جای نیماجان و ترانه خانم هم پیش شما سبز و خرم!
دیگه چی میگن مردم اینجور وقتا؟ :-P

ساعت سه بعد از نیمه شب، شهر امن و امان، اینجا داروخانه، من علی رضا :-P
آر یو آل ول؟ از قول من یه چرت حسابی بزن. خوب بخوابی. می بوسمت حسابی ;-) 
چیه به قیافه ی ما نمیاد شعر بگیم؟ والا بیخوابی آدمو شاعر می کنه! غلط نکنم نصف اشعار دنیا بعد از نیمه شب سرودن شدن :-D



Neda Sharafi to Alireza Maham


گمونم بلاخره این حقیر سرا پا تقصیرو بخاطر زن رفیقش شدن بخشیده....
بله بله بلاخره تشریف بردن... آخیششش :دی
نه بیدارم‌.... نباید حرفتو گوش میدادم.... منو چه به قهوه فرانسه خوردن اونم ساعت یازده شب؟
ماچ یو بک.... برو حال کن :دی



Alireza Maham to Neda sharafi


نمیگی با ماچ فرستادن بچه رو هوایی می کنی؟ من صبح دوباره راه بیفتم بیام اونجا که بابات با اردنگی پرتم می کنه بیرون! من زنمو می خواااام (آیکون گریه و لنگ و لگد و لب برچیدن و قهر!)
اصلا این نیما رفته جنوب واسه خودش حال می کنه نمیاد یه وساطت بکنه بابات یه کم بیشتر از من خوشش بیاد! رفیقه ما داریم؟ واقعا که!



Neda Sharafi to Alireza Maham


خدا مرگم بده این همه ایمیل زدیم یک کلام بیراه نگفتیم حالا عدل همین یکی که توش بوس بود باید بیاد جلو چشم کتی!!!!!
خفه م کرده هاااا
اصلا رمانتیکی به ما نیومده....




Alireza Maham to Neda sharafi


:))))) زنمی دلم می خواد :-D

زنده باش حالا ;-) جوونم. هنوز آرزو دارم :-P

ببییییین.... یه خونه دیدم نزدیک داروخونه قیمت اجارش عالی! میگی مامانت اینا راضی میشن؟ اصلا خودت حاضری بیای تو این بر بیابون؟ خیلی نزدیکه به داروخونه. همش دو سه دقه پیاده. تو همین کوچه بغلی. مال یه زن و شوهر مسنه.پایین خودشون می شینن. بالا دو تا واحده اجاره میدن. بنده های خدا دو تا بچه هاشون مهاجرت کردن تنهان. میشه آیا؟





Neda Sharafi to Alireza Maham


آقای خوشتیپیان..... شما در بیست و‌نه سال گذشته مامان بنده رو ندیدی؟ سکته میکنه دختر نازنینش ازش دور باشه.... کاش لااقل دختر خوبی بودم




Alireza Maham to Neda sharafi


ببیییین الان یادم امد ها!.... شما که پارسال داشتین تشریف می بردین لاندن سیتی، مامان و بابا و نویدجون و نیماجون راضی بودن حالا تا کمربندی راه دوره؟!

نوید که کلی هم پز می داد خواهرم داره میره لندن حالا ما هرسال تعطیلات میریم خارج! خونه خواهرم اینا!
منم حرص می خوردم. همش باهاش دعوا می کردم که چرا اینقدر بی غیرت و خوشحالی! خون خونمو می خورد ها! انگاری داشتن خواهر خودمو می بردن! این نیما هم که فقط پز خارج رفتنشو می داد!
دست آخرم نفهمیدم چی شد که خودت خواستگارتو رد کردی ولی از خوشحالی دلم می خواست ماچت کنم!
حالا خداییش این خونه هه نو تروتمیز فول امکانات! همه چی! خودمم قول میدم هر عصر برسونمت خونه مامانت اینا. قبول؟




Neda Sharafi to Alireza Maham

اون لندن رفتنه که فان بود کلا.... بعدشم همون طور که مشاهده فرمودین نیما غلط میکرد بیخودی غیرتی بشه.... با دوست پسرم که قرار نبود برم.... بعدشم فقط پسره رو‌گذاشته بودم سر کار.... خودشم فهمید بیشاره
جنابعالی هم غیرتی بازی الکی برای گذشته درنیارین که کلامون میره تو هم
من همیشه دلم میخواست ویوی اتاق خوابم رو به بیابون باشه..‌‌‌... پوه



Alireza Maham to Neda sharafi

نه موضوع غیرتی بازی نیست. کلا داشتم خاطره تعریف می کردم و می خواستم بگم همیشه برام مهم بودی و این حرفا ;-)  ولی انگار جنبه شو نداری و منم یه چیزی بدهکار میشم بی خیال....
ندا... دلم می خواد اول زندگی دلت گرم باشه ها... ببین اگه این ویوی بیابون رو شوخی کردی و کلا دلخوری و الان نشستی لب برچیدی که این یارو اصلا به من توجه نمی کنه، کلا بی خیال...
صرفا اینا نه که تنهان و دلشون می خواد یکی دو خونوار تو خونشون ساکن باشن و احتیاجی به پولش ندارن ارزون میدن. بنده های خدا خونه نو ساختن واسه بچه هاشونم دو واحد بالا، بچه ها گذاشتن رفتن.  خودشونم تازه امدن این محله.
ولی اجباری نیست. فقط با این وضع قرضای من بخوام تو شهر اجاره کنم اقلا دو سه سالی طول می کشه.... :-( 
بازم هرجور خودت می خوای..
آباریکلا حالا بخند! آفرین دختر خوب :-*




Neda Sharafi to Alireza Mahamحالا چه عجله ایه؟ مگه قرارمون برای شیش ماه دیگه نبود؟
میشه بریم ببینیمش.... اگه خوشگل بود بهش فکر کنیم.
میای دنبالم یا خودم باید نزول اجلال کنم خونتون؟‌

Alireza Maham to Neda sharafi


میام دنبالت. شیش ماه دیگه خیلی بعیده جور بشه...




Neda Sharafi to Alireza Maham


آخ چقدر شام عالی بود.... بعدا اصلا انتظار غذای سنتی خفن از من نداشته باش که عمرا به پای مامانت نمیرسم.
شیش ماه دیگه چی بعیده؟ الان چه خبره؟ من کجام؟



Alireza Maham to Neda sharafi


نوش جان. من می دونم دست پخت مامان بی رقیبه نگران نباش. توقعی ازت ندارم.
شیش ماه دیگه بعیده بتونم خونه جور کنم. اینجا پول پیش نمی خواد و کنار داروخونه است و کلا همه چی خوش به حالمه. ولی بالاخره نفهمیدم خوشت اومد یا نه؟ بس زدی به مسخره بازی :)))
با خانم صابخونه هم که سریع دخترخاله شدی و چایی شیرین! طفلکی فکر کرد چه فرشته ای هستی تو :-D  :-P 
خیلی خب نزن بابا هستی. فرشته ماه عزیز عشق! از خونه خوشت امد یا نه؟




Neda Sharafi to Alireza Maham


خونه هه خوبه صاحبخونه هم خیلی خانم خوبیه. منتهی هنوز کلی کارای دیگه هم هست که ظرف دو ماه نمیشه انجام داد. کلی خرید و کار.... فکر اینا رو هم کردی؟ بعدشم میگفتی یه وام دیگه میگیری از کجا بیاریم قسطاشو بدیم؟ یه روز دو روز که نیست....
نمیدونم




Alireza Maham to Neda sharafi


دیروز با بابا حرف زدم. گفت خرج عروسیت با من. داییمم گفت به جای کادوی عروسی نقدی کمکت می کنم. تالارم که با دایی کوچیکه است. مدیر تالاره. همونجا که عروسی نازنین بود. تخفیف میده بهم.

نهایتش می تونم ماشینم بفروشم... اینجوری دیگه وامم نمی خواد.
دیگه؟




Neda Sharafi to Alireza Maham


نمیدونم.... کاش بزرگترا باهم حرف بزنن
ماشینو بفروشی چیکار؟
محض اطلاعتون من امروز رفتم دنبال جاهاز و قدری خرید نمودم. فقط ۹۸ درصد دیگه مونده.... چقدر همه چی گرونه!
عوضش قابلمه هامون گل گلین




Alireza Maham to Neda sharafi


مسئله ای نیست. قرارشو میذاریم صحبت کنن.

بی خیال اون نود و هشت درصد. کم کم تو زندگی همه رو می خریم




Neda Sharafi to Alireza Maham


باشه. من فقط یه سرویس قابلمه دارم. رو زمین میخوابیم غذامونم تو آفتاب یا بخاری میپزیم
شما دنبال کارای عروسی باش تو قسمت زنونه ش دخالت نکن :دی
خب راستشو بخوای دیروز رفتم برای خودم لباس عروس خریدم





Alireza Maham to Neda sharafi


جانم؟! لباس عروس خریدی؟! عزیزم؟! یعنی چی آخه؟! نظر من مهم نبود یا می خواستی سورپریزم کنی؟ حالا اینا به کنار.... مگه من قرار نبود پولشو بدم؟
چقدر همه چی قاطیه. دیشب با دایی کوچیکه راجع به تالار حرف می زدم میگم وقتم کمه همه چی قاطی شده. میگه اگه یک سالم وقت داشتی باز دم آخر همه چی درهم برهم بود.
نمی دونم. خوابم میاد. کی صبح میشه برم بخوابم؟





Neda Sharafi to Alireza Maham


تو که نه حوصله داری نه وقتشو.... تازه راهتم نمیدادن تو مزون.... مدلشم که دیدی مچکل اخلاقی نداره.... به جا لباس عروس برو‌کت و شلوار بخر
میشه فیلم بردار نداشته باشیم؟ خوشم‌نمیاد




Alireza Maham to Neda sharafi


من که نگفتم مشکل اخلاقی.... تو چرا همه چی رو اینجوری تعبیر می کنی؟ بی خیال...
تو چی خوشت میاد؟ لیست کن همون کار رو می کنیم




Neda Sharafi to Alireza Maham


میای بریم پیتزا بخوریم؟



Alireza Maham to Neda sharafi


پیتزای به موقعی بود! یادم آورد که تمام این درگیریها و بدو بدو ها می گذره. در نهایت وقتی که من بمونم و تو... همه چی قشنگه!




Neda Sharafi to Alireza Maham


آره همه چی قشنگه فقط بشرطی که اینقدر نگران نباشی.... میگذره




Alireza Maham to Neda sharafi


دست خودم نیست... فقط می خوام بدونی که اگه بداخلاقی می کنم اگه خسته و بی اعصابم ولی بازم هیچی رو با داشتنت عوض نمی کنم. ممنون که هستی



Neda Sharafi to Alireza Maham


آی لاو یو :)))))



Alireza Maham to Neda sharafi


ما بیشتر! چاکریم  :)))




در اولین دقایق روز ششم آبان نود و دو تمام شد! تجربه ی جدیدی بود. دلم می خواد با نظراتتون داستانهایی که بعدها با این سبک می نویسم پربارتر بشن. ممنون از همراهی و دلگرمی همگی تون

شبتون قشنگ و رویایی